په نه په | پَـ نَـ پَـ | پ ن پ

گلچینی از لطیفه های په نه په

په نه په | پَـ نَـ پَـ | پ ن پ

گلچینی از لطیفه های په نه په

طبقه بندی موضوعی

لطیفه های پَ نَ پَ (4)

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۱، ۰۹:۱۵ ب.ظ

1- بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین...تازه میپرسه:

 خورد به دستت؟

پ نه پ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود!


***


2- رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه :

اومدی عیادت ؟

میگم : پَ نه پَ اومدم چند تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم ! …


***


3- رفتم مغازه میگم آقا یه شیر بدین

میگه شیر پاکتی ؟

میگم پَ نه پَ بی زحمت یه شیر جنگلی بدین خواهرزادم خیلی شیطونه میخوایم بترسونیمش


***

4- مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین

میگه تو خونه؟!
پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی

(اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !)

***

5- کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه :
میری بنزین بزنی؟!
 پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

***

6- استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟

من دستمو بردم بالا

استاد: میخوای جواب بدی؟

 پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد !


***

7- استاد بهم داده  ... رفتم پیشش گفتم:
 استاد میشه چند لحظه وقتتون بگیرم….؟
میگه چیه ...؟ نمره میخوای ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه امر خیر مزاحم شدم ، مارو به غلامی بپذیر!

***

8- زنگ زدم ۱۱۰ میگم اینجا دعواشده
 میگه الان؟
میگم پـَ نَـ پَـ پارسال بوده الان زنگ زدم خاطره اش رو تعریف کنم

***

9- با دوستم تو مزرعه بودیم گوساله داشت از مامانش شیر می خورد دوستم میگه: داره شیر می خوره؟
 پ ن پ داره مامانش و باد میکنه مثل بادکنک بفرسته هوا!!!!

***

10- رفتم در مغازه، گفتم آقا نوشابه دارین؟ 
گفت: مشکی دیگه!
همین که خواستم بگم پَـ...
 گفت: گمشوبیرون بی شعور...! این چیه جدیدآ یاد گرفتین؟ خودشونو مسخره کردن. گفتم : بابا میخواستم بگم پَــنیر هم میخوام.
 آقا، کلی معذرت خواهی و ... خلاصه از خجالت من دراومد، بعدش گفت:
پنیر بسته ای دیگه؟
گفتم: پ نه پ! متری
 گفتم و فرار کردم!!!!


صفحه  << 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14...به زودی... >>

۹۱/۰۶/۲۷
PANAPA.IR

نظرات  (۲)

بنده خدا دختره داشته سبزی خورد میکرده دستشو میبره......
به مامانش میگه: مامان چسپ زخم داری؟؟؟؟؟؟؟
مامان:دخترم دستتو بریدی؟؟؟
دختر:پ ن پ سبزیا خورد کردم میخوام دوباره بهم بچسپونمشون 
مرسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">